تبلیغات
www.pars72.mihanblog.com
 کباب ها ... اشپزی ,



گوشت فیله گوساله :: 700 گرم
پیاز :: 4 عدد
فلفل دلمه ای سبز :: 2 عدد
گوجه فرنگی :: 2 عدد
قارچ درشت :: 4 عدد
رب گوجه :: 4 قاشق سوپخوری
روغن مایع :: مقداری
نمك و فلفل :: به میزان لازم

طـــــــــرز تهیه :
دو عدد از پیازها را با رنده ریز كرده و در تنظیف ریخته و فشار می دهیم تا آب آن گرفته شود، سپس گوشت را به قطعات یك دست برش داده و به مدت 24 ساعت در آب و پیاز خوابانده ، آن گاه 2 عدد پیاز دیگر، فلفل دلمه ای و گوجه فرنگی را به قطعات یك دست برش داده و قارچ را نیز از وسط دو نیم كرده ، قسمت بالای فر را روی آخرین درجه روشن كرده و برش های گوشت ، پیاز، فلفل ، گوجه فرنگی و قارچ را به ترتیب به چوب كباب چوبی كشیده ، كف سینی فر را با روغن مایع چرب نموده ، كباب ها را در سینی قرار داده و در پنجره بالای فر می گذاریم تا یك طرف كباب بپزد . بعد آن را برگردانده و طرف دیگر را می پزیم . كمی نمك و فلفل روی كباب می پاشیم و رب گوجه فرنگی و كمی نمك و فلفل را در مقداری روغن مایع تفت داده و اندكی آب به آن اضافه كرده و می گذاریم چند جوش بزند ، سپس این مایع را در اواخر پخت كباب روی آن ریخته و بعد از 2دقیقه از فر بیرون می آوریم

نوشته شده توسط سید محمد حسینی در دوشنبه 2 فروردین 1389 و ساعت 07:14 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دسرها ... اشپزی ,



پن‌كیك غذای لذیذی است كه می‌توانید صبح‌ها به جای نان و كره مربا آن را میل كنید یا عصرها كه دور هم جمع شده‌اید به عنوان عصرانه‌ای لذیذ از خوردن آن لذت ببرید.
برای پخت پن‌كیك روش‌های زیادی وجود دارد. روشی كه می‌خوانید بسیار ساده است اما با یكی دو افزودنی طعم آن متفاوت می‌شود.
برای آماده شدن مواد اولیه آن باید 10 دقیقه زمان صرف كنید. پختش هم حدود 20 دقیقه وقت لازم دارد.

مواد لازم:

تخم مرغ: یك عدد (هم‌زده شده)
روغن كانولا: 30 میلی‌گرم
باترمیلك: 235 میلی‌گرم
جوش‌شیرین: 5 گرم
نمك: اندكی
آردگندم: 70 گرم

طرز تهیه:

تخم‌مرغ، باترمیلك و روغن كانولا را در یك كاسه مخلوط كنید. جوش شیرین، نمك و آرد را هم به آن اضافه كنید و هم بزنید تا خوب مخلوط شوند و خمیری یك دست درست شود.
ته یك ماهیتابه اندكی روغن بریزید و بگذارید روی شعله ملایم داغ شود. برای هر پن‌كیك به اندازه یك چهارم فنجان خمیر كافی است. خمیرها را یكی یكی در روغن سرخ كنید. دو طرف آن كه به رنگ قهوه‌ای روشن در آمد پنكیك شما آماده است.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در دوشنبه 2 فروردین 1389 و ساعت 06:27 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 پیش نمایش بازی bioshock2 ...

BioShock 2 Movie Still

قانون را می توان وسیله ای برای جلوگیری از زیاده روی های انسان دانست. محدودیت ها باعث می شوند تا انسان در حیطه ای قابل کنترل بتواند به بهترین شکل زندگی کند. اما چون خود قانون هم به دست انسان ها به وجود می آید، شامل مشکلات و کم و کاستی های زیادی است و قطعا هیچ گاه کامل نخواهد بود. حال شهری را تصور کنید که از قوانین جوامع امروزی پیروی نمی کند و بر پایه عقایدی کاملا آرمانی و در عین حال غیر ممکن استوار شده است. شهری که در آن به همه انسان ها به یک دید نگاه می شود و همه آن ها خواهند توانست به دور از محدودیت های موجود به فعالیت های خود بپردازند. حال وقتی قانون خاصی در ارتباط با اعمال آن ها وجود ندارد، طبیعی است که آن ها دست به هرکاری می زنند تا به اهداف خود برسند. شاید در ابتدای کار همه چیز بسیار رویایی و عالی به نظر برسد، اما پس از مدتی آشوب تمام شهر را در بر می گیرد. این موضوع یکی از اصلی از ترین اهداف بازی با عنوان BioShock است که در سال 2007 نسخه اول آن منتشر شد. بازی ای که در خلال داستان بسیار زیبایش احساس قدرت طلبی انسان ها به هر قیمتی را نشان می داد. اما پس از گذشت تقریبا سه سال، شاهد نسخه دوم این بازی زیبا از سوی شرکت 2K هستیم.

داستان:

داستان بازی در شهری به نام رپچر (Rapture) رخ می دهد. شهری که در سال 1946 توسط فردی به نام اندرو ریان (Andrew Ryan) در اعماق اقیانوس اطلس (Atlantic) بنا شد. هدف ریان از به وجود آوردن چنین شهری، جمع آوری افرادی بوده که به نظر او نمونه واقعی یک انسان کامل هستند. اشخاصی که در دنیای واقعی شرایط مناسب برای انجام فعالیت هایشان فراهم نبود. ریان افرادی زیادی را با شعار آزادی و زندگی راحت تر به شهر خود آورد. اما آزادی بی قید و شرط این شهر باعث می شود تا چهره اشخاص شهر عوض شود. هویت انسانی از بین برود و آن ها بیشتر به یک حیوان تبدیل شوند. شهری که دیگر در آن محدودیت های اخلاقی جایی نداشت و پس از مدتی این مکان رویایی به جهنمی برای ساکنانش تبدیل شد. اما شاید یکی از مهمترین عوامل به وجود آمدن چنین مشکلاتی در این شهر، ساخت ماده ای به نام آدم (Adam) بود. آدم در واقع به وسیله یکی از متخصصان ژنتیکی رپچر با استفاده از سلول های بنیادی یک موجود دریایی به وجود آمده بود. آدم این امکان را به متخصصان می داد که برای انسان ها قدرت های خارق العاده به نام پلازمید به وجود بیاورند. همین اتفاق باعث شد تا هر روز یک پلازمید جدید با قابلیت های حیرت آور ساخته شود. از طرفی هم مردم شهر علاقه شدیدی برای به دست آوردن این ماده ها داشتند و همین خواسته باعث شد تا شهر دیگر بر هیچ اعتقاد و آرمانی جز قدرت استوار نباشد. مردم شهر برای رسیدن به قدرت به هیولاهایی تبدیل شدند که بویی از انسانیت نبرده اند. اما آدم ماده ای بود که زیاد به دست نمی آمد و به شرایطی خاصی برای تولید نیاز داشت. اینجا بود که قربانی های بعدی این ماده هم مشخص شدند. این ماده در بدن دخترهای کوچک و معصومی قرار داده شد تا بعدا بتوانند مقادر بیشتری از آن را به دست آورند. اما این دخترک های بی دفاع به راحتی می توانستند مورد هجوم مردم قرار بگیرند و کشته شوند. به همین دلیل هم موجودی به نام Big Daddy همیشه همراه آن ها بود تا از دخترها دفاع کند. اما در این نسخه شرایط کمی متفاوت شده است. ده سال از اتفاقات نسخه اول بازی می گذرد. اندرو ریان خالق شهر رپچر مرده است و شهر بیش از پیش دچار آشوب و هرج و مرج شده است. شخصیت اصلی بازی دیگر جک در نسخه گذشته نیست. در این نسخه شما در نقش یک Big Daddy قرار دارید و باید از دختر کوچولو های شهر دفاع کنید. پس از مرگ ریان شهر مسئول و یا حاکم جدیدی به نام دکتر سوفیا لمب (Sofia Lamb) دارد. لمب به نوعی آرمان های ریان را دنبال می کند، اما به صورتی دیگر و شعارهایی تازه تر. در همان ابتدای بازی، لمب به شخصیت اصلی داستان می گوید که این دخترک ها دختر او نیستند و او فقط مسئولیت حفاظت از آن ها را بر عهده دارد. پس از این حرف، لمب به شخصیت اصلی دستور می دهد که با تفنگ به سر خود شلیک کند و او هم همین کار را انجام می دهد. اما پس از مدتی شاهد آن هستیم که او سالم است. البته موضوع به همین سادگی ها هم نبوده است. با پیشروی در بازی او خاطراتی را به صورت ناگهانی به ذهن می آورد. دختری در جلوی چشمانش ظاهر می شود که او را پدر می نامد، اما او چیزی را به یاد نمی آورد. کم کم به او گفته می شود که او یکی از اولین نمونه های پیشرفته Big Daddy بوده است که ساخته شده است. اما همچنان خاطرات گذشته او را پدر می نامند. حال اینجاست که Big Daddy بازی باید برای فهمیدن گذشته خود و از بین بردن دکتر لمب تلاش کند.
 
گرافیک:

سازندگان برای ساخت بازی از موتور بازی سازی Unreal 3.5 استفاده کرده اند. محیط بازی همچنان مثل نسخه قبلی، مرموز و کمی ترسناک طراحی شده است. شهر رپچر به زیبایی هر چه تمام تر به شکل شهرهای دهه 40 میلادی ساخته شده است و معماری بسیار جالبی دارد. بازی از محیط های بسیار زیادی تشکیل شده است که هر کدام از آن ها بخش های مختلفی از این شهر را به تصویر می کشند. پیشرفت گرافیکی به وضوح در بازی دیده می شود. اما شاید وجود تشابه زیاد در بخش طراحی میان نسخه 1 و 2 باعث شده است که این اتفاق زیاد به چشم نخورد. جزئیات محیط بسیار زیاد است و تمامی آن ها هم از کیفیت بسیار خوبی بهره مند هستند. در نسخه اول بازی شاهد دیر پردازش شدن بافت های محیط بودیم. اما می توان گفت که این مورد در این نسخه کاملا از بین رفته است و فقط پس از شروع مجددهای بازی آن هم فقط برای لحظه ای دیده می شوند. در این نسخه، غیر از اینکه بازی در شهر اتفاق می افتد، شاهد آن هستیم که در مراحلی از بازی پا به اقیانوس هم می گذاریم. در این قسمت هم می بینیم که همه چیز به زیبایی طراحی شده اند و هیچ کم کاستی در آن ها دیده نمی شود. یکی از عواملی که در شماره گذشته بازی بسیار عالی کار شده بود، ایجاد افکت های آب و طراحی آن در بازی بود. در این نسخه هم شاهد چنین چیزی هستیم. این بازی یکی از معدود عنوان هایی است که توانسته جلوه بسیار زیبایی از آب را با موتور بازی سازی Unreal 3  به نمایش در آورد. آب به خوبی در بازی در جریان است و اثر بسیار خوبی هم روی بازیکن و مخصوصا جلوه های بصری بازی گذاشته است. این جریان بیشتر زمانی به چشم می خورد که در زیر آب قرار دارید. افکت های آن در این حالت بسیار خوب است. از دیگر بخش های خوب بازی می توان به نورپردازی آن اشاره کرد. نورپردازی بازی سهم بسیار بزرگی در به نمایش در آوردن زیبایی های زیر آب و شهر رپچر دارد. نورپردازی بازی یکی از عوامل مهمی است که به بازی جو مرموزی بخشیده است. جلوه های ویژه هم در بازی بسیار خوب دیده می شوند. انفجارها، اتصال برق یا اثر قدرت پلازمیدها روی دست بازیکن همچنان خوب به نظر می رسند. فیزیک بازی هم در نوع خود بسیار خوب است. برای اینکه فیزیک در بازی به خصوص قسمت هایی که در آب شناور هستید به خوبی به نمایش در بیاید از موتور فیزیک Havok استفاده شده است. با قدرت هایی که پلازمیدها به بازیکن می دهند، می توانید اجسام را به سمت خود بکشید و به اطراف پرتاب کنید. در این صحنه ها واکنش های زیبایی دیده می شوند که روی جذابیت بازی تاثیر بسیار خوبی گذاشته اند. در کنار این مسائل نباید از طراحی خوب شخصیت های بازی گذشت. با توجه به این مسئله که شخصیت های زیادی در بازی وجود دارند، سعی شده تا اکثر آن ها از جزئیات قابل قبولی درصورت و شکل ظاهری برخوردار باشند.
 
موسیقی/صداگذاری:

در بازی آهنگ های زیادی با حال و هوای موسیقی های بین دهه های 30 تا 50 میلادی شنیده می شوند. موسیقی نقش بسیار خوبی را در بازی ایفا کرده است و محیط های سرد و بی روح رپچر را تحت تاثیر خود قرار داده است. آهنگ هایی که بیشتر از گرامافون با همان کیفیت پخش می شوند باعث شده تا حال و هوای آن زمان به خوبی به بازیکن منتقل شود. البته موسیقی همیشه در بازی شنیده نمی شود و اکثر اوقات صدای پای شما، صدای آب، صدای دستگاه های مختلف و یا صدای مردم شهر شنیده می شوند. شاید این مسئله کمی فضای بازی را ساکت کند، اما باعث می شود تا بازیکن به خوبی با محیط یک شهر آشوب زده زیر اقیانوس آشنا شود. آهنگسازی این بازی را هم آقای گری شایمن (Garry Schyman) آهنگساز نسخه اول این بازی انجام داده است و با توجه به تجربه گذشته، توانسته آثار زیبایی خلق کند. صداگذاری در قسمت هایی که بازیکن در آب قرار دارد هم بسیار خوب است. صداها در این شرایط کمی بم و آهسته می شوند. صداگذاری روی شخصیت های اصلی بازی بسیار خوب است. شما در طول بازی نوارهای زیادی پیدا می کنید که در آن ها اشخاص گوناگون صحبت کرده اند. این صداها با توجه به اینکه از یک دستگاه پخش می شوند، به خوبی احساس آن شخص را به بازیکن منتقل می کنند. برای صدای شخصیت اندرو ریان در این بازی از صدای آرمین شیمرمن (Armin Shimreman) استفاده شده است. او سابقه صداگذاری رو شخصیت هایی مانند: Additional در سری بازی های Mass Effect، دکتر Nefarious در سری بازی های Ratchet & Clank و... را دارد. برای صدای شخصیت دکتر لمب از صدای فنلا وولگار (Fenella Woolgar) استفاده شده است.
 
گیم پلی:

گیم پلی بازی مانند اکثر بازی های اکشن اول-شخص بیشتر شامل مبارزه با دشمنان مختلف می شود. اما این بار چون بازیکن در نقش یک Big Daddy قرار دارد، شرایط کمی متفاوت است. همانند گذشته می توانید از سلاح های متنوع و پلازمیدهای گوناگون در مبارزه ها استفاده کنید. قطعا از بین بردن دشمنان با صلاح مخصوص Big Daddy بسیار هیجان آور خواهد بود. همانند نسخه گذشته برای ارتقاء دادن سلاح ها و قدرت ها باید پول جمع آوری کنید. پول را می توانید در مکان های مختلفی چون کشوها، کمدها، اجساد مردگان و... پیدا کنید. با تقویت سلاح ها می توانید امکانات جدیدی به دست آورید و بازی را برای خود آسان تر کنید. دستگاه های دفاعی زیادی در بازی وجود دارند که به شما تیراندازی می کنند. می توانید با هک کردن آن ها کاری کنید که دستگاه ها به دشمنان شما تیراندازی کنند. سیستم هک کردن دستگاه ها با نسخه قبلی بازی تفاوت بسیار زیادی کرده و بسیار آسان تر شده است. در اکثر مواقع، فلشی شما را به مکان مورد نظر راهنمایی می کند. اما سعی کنید که مسیرهای دیگر را هم امتحان کنید. چرا که در قسمت های مختلف می توانید وسائل و امکانات زیادی را پیدا کنید. در این قسمت شما باید Big Daddyهای دیگر را از بین ببرید تا بتوانید به دختر بچه ها برسید. این دختر بچه های بسیار زیبا به شما به عنوان یک پدر نگاه می کنند و به شما اطمینان کامل دارند. از این رو شما می توانید آن ها را از بین ببرید و از آدم قرار گرفته درون آن ها استفاده کنید یا مسئول حفاظت از آن ها باشید و سرانجام آن ها را نجات دهید. نجات دادن این دخترک ها و کارهایی که در طول بازی انجام می دهید، تاثیر بسیار زیادی در روند بازی خواهد گذاشت. در هر بخش از بازی تعداد مشخصی از این دخترک ها وجود دارند که باید سعی کنید همه آن ها را پیدا کنید. در کل بخش گیم پلی بازی تغییر چندانی نسبت به نسخه قبلی نداشته است و همان سبک را دنبال می کند. اما تنها چیزی که باعث تغییر روند بازی و گیم پلی می شود انتخاب های بازیکن در طول بازی است.

نتیجه گیری:

اگر چه خالق و سازنده نسخه اول این بازی یعنی آقای کن لوین (Ken Levine) نقشی در ساخت این بازی نداشته است، اما سازندگان به خوبی توانسته اند داستان به اتمام رسیده BioShock را با سوژه ای جدید آغاز کنند. حفظ حال و هوای نسخه گذشته و بکارگیری المان های موفقیت آمیز آن باعث شده تا این بازی هم بتواند به یک عنوان بسیار خوب تبدیل شود. این بازی از جمله بازی هایی است که ارتباط بر قرار کردن با آن کمی مشکل است، اما قطعا علاقه مندان این بازی به آن چیزی که از نسخه جدید می خواستند رسیده اند. بازی BioShock 2 برای Xbox 360 ،PS3 و PC عرضه شده است.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در یکشنبه 1 فروردین 1389 و ساعت 08:39 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 معرفی بازی Heavy rain ... بازیهای کامپیوتری ,

در یک عصر پاییزی از پشت پنجره خانه به مردمی که در خیابان در حال رفت و آمد بودند نگاه می کردم. هر کس در پی انجام دادن کار خود بود. پسر بچه کوچکی در حال گریه کردن بود و به نظر می رسید که مادرش برای کاری که او انجام داده بسیار ناراحت است. کمی آن طرف تر مردی با همسرش در حال صحبت بود و به خوبی می شد عشق را در صورت آن ها دید. به نظر می رسید که آن روز هم مانند همیشه یک روز کاملا معمولی باشد. اما ناگهان هوا ابری شد و نم نم باران شروع به باریدن کرد. حس و حال عجیبی در مردم به وجود آمد. گویی که باران برای اولین بار بر آن ها باریده است. حس غریبی در خیابانی که تا لحظه ای پیش پر از شور و هیجان بود به وجود آمد. انگار که این باران خبر از اتفاقی ناخوشایند می داد. باران همه جا را خیس کرده بود که پیر مردی نظرم را به خودش جلب کرد. آرام آرام در زیر باران قدم می زد. می توانستم حدس بزنم که او برخلاف دیگران که از باران گریزان بودند، علاقه زیادی به آن دارد. گویی که باران جادویی خاص دارد و پیر مرد در جستجوی آن است. براستی که باران معجزه ای است که در هر لحظه آن حسی وجود دارد. شادی، غم و امید را به راحتی می توان در تک تک قطرات آن دید و این نکته ای است که دیوید کیج (David Cage) در بازی Heavy Rain به آن اشاره می کند. بازی ای که در آن باران قدرتی بیشتر از یک سلاح هسته ای دارد. نزدیک 5 سال بود که منتظر چنین بارانی بودیم و هم اکنون شاهد بارش آن هستیم. اکنون که لحظه موعود فرا رسیده بگذارید کمی درباره آن صحبت کنیم.
 
داستان (لحظه بارش باران)

داستان نقش مهمی در بازی Heavy Rain و کلا بازی های ساخته شده توسط کیج دارد. با نگاهی به گذشته و بازی Fahrenheit می توانید به این مسئله پی ببرید. بازی برخلاف عنوان های دیگر یک شروع آرام و بسیار زیبا دارد. داستان با صحنه بیدار شدن ایتن مارس (Ethan Mars) -یکی از شخصیت های بازی و فردی که داستان بیشتر بر پایه عملکردهای او استوار است- آغاز می شود. صبح بسیار زیبایی است اما با روزهای دیگر تفاوت دارد. آن روز، روز تولد یکی از فرزندانش است. در این قسمت، بازی به خوبی تصویری از زندگی زیبای او را به بازیکن نشان می دهد. پس از مدتی خانواده ایتن از خرید باز می گردند و او به استقبال آن ها می رود. ایتن فردی است که به شدت به خانواده اش عشق می ورزد و همیشه سعی کرده همسر و پدری خوب برای زن و بچه هایش باشد. در صحنه ای دیگر او مشغول بازی کردن با کودکان خود است. ایتن خود مانند کودکی مشغول بازی کردن با فرزندانش می شود و سعی می کند روز خوبی را در خاطرات آن ها ثبت کند. داستان بازی در ابتدا به خوبی توانست احساسات و عشق و علاقه این خانواده خوشبخت را به بازیکن منتقل کند. در ادامه، بازی شما را به فروشگاهی می برد که ایتن و خانواده اش برای خرید به آنجا رفته اند. حس کودکی و شیطنت های بچه گانه به خوبی در جیسون (Jason) -یکی از فرزندان ایتن- دیده می شود. او بی پرا و بدون اینکه کوچکترین احساس خطری بکند در این فروشگاه شلوغ مشغول دویدن و شادی کردن است. ایتن هم به عنوان یک پدر باید مراقب او باشد. جیسون روبروی مردی که بادکنک می فروشد می ایستد و از پدرش با لحنی کودکانه می خواهد برایش یک بادکنک بخرد. ایتن این کار را انجام می دهد و جیسون خوشحال از اینکه بادکنک دلخواهش را به دست آورده از پدرش فاصله می گیرد. ایتن ناگهان متوجه می شود که جیسون را گم کرده است. به جاهایی که فکر می کند فرزندش در آنجا باشد سر می زند، اما او را پیدا نمی کند. جستجوی او نتیجه ای در بر ندارد، اما سرانجام او را بیرون فروشگاه و آن سوی خیابان می بیند. جسیون با دیدن پدرش به سمت او می رود. ایتن متوجه اتومبیلی می شود که هر لحظه امکان دارد با جیسون تصادف کند. او به وسط خیابان می پرد تا پسرش را نجات دهد. خودرو به او پسرش برخورد می کند و این صحنه با فریاد همسر ایتن به پایان می رسد. نزدیک به 2 سال از آن اتفاق می گذرد. ایتن یکی از فرزندانش را از دست داده و خودش شش ماه در کما به سر برده است. همسرش او را ترک کرده است و از این رو او حال و روز خوبی ندارد. تنها امید زندگی اش فرزند کوچک ترش، شان (Shaun) است. اولین صحنه ای که بعد از آن اتفاق به نمایش در می آید، ایتن را نشان می دهد که زیر بازان کاملا خیس شده و قصد دارد تا فرزندش را از مدرسه به خانه ببرد. او بار دیگر دیر رسیده و پسرش از این بابت دلخور است. ایتن سعی دارد تا دوباره مانند گذشته با فرزندش رابطه ای خوب برقرار کند. فردی که قبلا یک زندگی بسیار خوب و آرام را داشت، اکنون در غم و اندوه سنگینی به سر می برد. او خود را مقصر مرگ پسرش می داند و از طرفی هم قصد دارد تا مانند گذشته پدر خوبی برای تنها فرزندش باشد. اما تقدیر به گونه ای رقم خورده است که ایتن باید برای به دست آوردن آرامش گذشته اش امتحان سختی را پشت سر بگذارد. روزنامه ها خبرهای زیادی را پیرامون یک سری قتل های زنجیره ای چاپ کرده اند. فردی که به Origami Killer معروف است، تاکنون شش کودک را کشته است. ترسی خاص با خواندن این خبر به ایتن منتقل می شود. گویی دیگر کسی توان مراقبت از فرزندانش را ندارد. ایتن در صحبت هایی که با فرزندش می کند متوجه می شود که شان دیگر شادی و نشاط گذشته را ندارد و بسیار غمگین شده است. به همین خاطر او را به پارک می برد. در اینجا بازی کنترل پدری را به شما می دهد که سعی می کند شرایط را برای فرزندش تغییر دهد و شادی و نشاط را دوباره به او بازگرداند. اما ناگهان ایتن دچار حالتی روانی و مرموز می شود و خود را در مکانی دیگر می بیند. پس از این حالت او به سرعت به سمت پارکی که با فرزندش در آن بوده اند می رود، اما به جز کیف او چیزی دیگری پیدا نمی کند. دنیا در یک لحظه برای او تیره و تار می شود. فرزندش گم شده و او احتمال می دهد که فرزندش به دام Origami Killer افتاده باشد. تنها امید زندگی اش گم شده است و حتی ممکن است در خطر مرگ باشد. فکر اینکه دوباره فرزندش را از دست بدهد او را عذاب می دهد. باران مدتی است که شروع به باریدن کرده و ایتن در بین قطرات باران امید زندگی اش را جستجو می کند!!! این تنها بخش ابتدایی بازی بود. بازی از همان ابتدا بازیکن را درگیر خود می کند. ابتدا خانواده ای را نشان می دهد که عشق در آن حکم فرماست و سپس خانواده ای را نشان می دهد که در آن همه چیز مانند ابرهای خاکستری آسمان تیره و تار شده است. بازی به خوبی احساسات بازیکن را کنترل می کند و در ادامه به دلیل تاثیرگذاری زیاد، حال و هوای خاصی را به بازیکن منتقل می کند.

گرافیک (به لطافت باران)

در یک کلام می توان گفت که این بازی از گرافیک بسیار خوبی بهره مند است. اولین نکته ای که در بازی توجه مخاطب را به خود جلب می کند، طراحی فوق العاده شخصیت ها است. دیود کیج با استودیوی ضبط حرکات (Motion Capture) بسیار مجهز خود توانسته تصویری بسیار زیبا و شگفت انگیز از شخصیت ها در بازی قرار دهد. در Loadingهای بازی صورت فردی که در آن مرحله کنترل آن را در دست می گیرید به نمایش در می آید. کوچکترین جزئیات در صورت شخصیت ها چه از نظر ظاهری و چه از نظر احساسی کاملا مشخص هستند و این خود نشان دهنده دقت سازندگان برای هر چه طبیعی تر ساختن شخصیت های بازی است. تمام حرکات آن ها به وسیله ضبط حرکات در بازی قرار گرفته اند و به همین دلیل حس طبیعی بودن شخصیت ها و یا به روایتی بهتر حس تماشا کردن یک فیلم به بازیکن بهتر منتقل می شود. Heavy Rain قطعا چیزی فراتر از یک بازی است. مدل هایی که برای ضبط حرکات بازی استفاده شده اند، همگی بازیگر هستند و از بین بیش از 400 بازیگر دیگر که داوطلب بازی به جای این شخصیت ها بوده اند، انتخاب شده اند. یکی دیگر از مسائلی که در بازی بسیار عالی طراحی شده است، باران و طراحی آب است. بدون شک یکی از بهترین نمایش های آب و باران را در این بازی خواهید دید. باران یکی از عواملی است که در بازی نقش بسیار مهمی دارد. البته گرافیک بازی چندان بی نقص هم نیست و مشکلاتی هم دارد. از این مشکلات می توان به افت فریم، کم جزئیات بودن برخی از اجزایی که در محیط بازی دیده می شوند، برش های گاه و بی گاه صفحه بازی و گاهی دیر پردازش شدن بافت های بازی اشاره کرد. البته وجود چنین مسائلی خدشه چندانی به اصل بازی وارد نمی کند. صحنه های بازی آنقدر درگیر کننده هستند که به بازیکن فرصت تشخیص این مشکلات را نمی دهند.

موسیقی/صدا گذاری (نوایی به زیبای بارش باران)

موسیقی بازی ها دیگر به یکی از مهترین بخش ها تبدیل شده اند و نمی توان از آن به صورت سرسری گذشت. همان طور که گفته شد بازی شباهت زیادی به یک فیلم سینمایی دارد. از این رو صداگذاری این بازی هم به همان سبک است. موسیقی به خوبی توانسته حس موجود در لحظات مختلف بازی را به بازیکن انتقال دهد. در همان صحنه های ابتدای بازی، شان در کنار قفس پرنده اش نشسته و به پیکر بی جان آن نگاه می کند که ایتن از راه می رسد و سعی می کند که او را دلداری دهد. موسیقی در این قسمت به شدت عاطفی و غمگین می شود و به خوبی حس حاکم بر فضای آن لحظه را به بازیکن منتقل می کند. یا در لحظه ای که ایتن در پارک به دنبال فرزندش می گردد، موسیقی بازی ریتم تقریبا تندی دارد و قصد دارد تا در بازیکن نوعی اضطراب ایجاد کند. موسیقی در این عنوان حکم رابطی را دارد که صحنه های مختلف بازی را به هم ربط می دهد و بازیکن را در شرایط مختلف همراهی می کند. ساخت موسیقی بازی بر عهده آقای نورمند کوربیل (Normand Corbeil) بوده است. از طرفی خود کیج هم به دلیل فعالیت های زیادی که در زمینه موسیقی داشته، می دانسته که چه نوع موسیقی ای را برای بازی خود می خواهد. اما موسیقی به کار رفته در بازی به گونه ای نیست که در همه صحنه های بازی شنیده شود. در برخی از صحنه های بازی صدایی بهتر از صدای باران نمی توانست به گوش برسد. صدای باران همانند یک موسیقی زیبا در برخی صحنه های بازی باعث شد تا احساسی بسیار زیبا در آن صحنه پدیدار شود.

گیم پلی/کارگردانی (رقص در زیر باران)

گیم پلی بازی در عین سادگی، بسیار زیبا و نفس گیر طراحی شده است. با توجه به سبک منحصر به فرد بازی و کنترل تقریبا جدیدی که برای بازی در نظر گرفته شده، کنترل شخصیت ها بسیار راحت است و بازیکن درگیر چگونه کنترل کردن آن ها نخواهد بود. در همان ابتدا، بازی با آموزشی بسیار جالب کنترل بازی را به دست بازیکن می دهد و بازیکن در کمترین زمان با نحوه بازی کردن آشنا می شود. در مکان های خاص علامت ها و دکمه های مختلفی در صفحه ظاهر می شوند که بازیکن باید آن ها را به درستی فشار دهد. در بازی صحنه های متعددی وجود دارند که بازیکن در آن ها باید چندین دکمه را نگه دارد. ترتیب انتخاب این دکمه ها هم بسیار عالی است و تقریبا در هر صحنه 4 انگشت درگیر نگه داشتن دکمه ها می شود. اما گیم پلی بازی بیشتر در مواقع اکشن و مهیج بسیار جالب می شود. همان طور که گفته شد کنترل بازی بیشتر با زدن دکمه های خاص پیش می رود. در صحنه های اکشن ترکیب بسیار خوبی از دکمه را باید فشار دهید که هرکدام روش خاص خود را خواهند داشت. تعدادی را باید سریع فشار دهید، تعدادی را پشت سر هم فشار دهید و برای تعدادی هم باید از قابلیت SIXAXIS استفاده کرد. این بازی از جمله عنوان هایی است که در آن از قابلیت های SIXAXIS به خوبی استفاده شده است. در یکی از صحنه های بازی نورمن جیدن (Norman Jayden) -او یک مامور FBI و پیگر پرونده Origami Killer است- در حال تعقیب کردن یکی از مضنونانی است که احتمال می رود نقشی در این قتل ها داشته باشد. بازیکن در زمانی که نورمن در حال تعقیب اوست، به درون فروشگاهی می رود و کنترل او را به دست می گیرد. در این لحظه نورمن برای اینکه مضنون را گم نکند باید از موانع و مردمی که سر راه او قرار گرفته اند بگذرد و بازیکن هم باید در سریع ترین زمان دکمه های مناسب را به ترتیب های خاص فشار دهد. در این قسمت کنترل های مختلفی پیش روی بازیکن قرار می گیرند که باید آن ها را درست انجام دهد. البته این کار را باید بسیار سریع انجام داد. چون غفلت کردن در این صحنه باعث می شود که نورمن یا آسیب ببیند و یا مضنون از دست او فرار کند، یا در صحنه ای دیگر ایتن در اتومیبل خود باید خلاف جهت یک اتوبان رانندگی کند. در این قسمت هم باید دکمه های درست را در سریع ترین زمان ممکن فشار دهید. کوچکترین اشتباه ممکن است باعث کشته شدن شخصیت بازی شود. البته بازی هم به گونه ای طراحی شده که اگر هرکدام از شخصیت های بازی بمیرند، بازی در جریان است و با پایانی متفاوت تمام می شود. این بازی از آن دسته از بازی هایی است که تمام اتفاق های رخ داده در آن بسته به عملکرد بازیکن، باعث تغییر در روند بازی می شود و شرایط را برای بازیکن عوض می کند. به همین دلیل ممکن است که هر کس بازی را به یک شکل متفاوت به اتمام برساند. از گیم پلی بازی که بگذریم می رسیم به بخش کارگردانی. دیوید کیج با مهارت خاصی این بازی را مانند یک فیلم سینمایی ساخته است. علاقه کیج به فیلم ها و کارگردان هایی مانند: فیلم Snake Eyes ساخته برایان دی پالما،  Jacob’s Ladder ساخته آدرین لین، Seven ساخته دیوید فینچر و آثار اورسن ولز، آلفرد هیچکاک و استنلی کوپر باعث شده تا بازی های او هم حال و هوایی شبیه به همین آثار داشته باشند. برای مثال می توان در بازی Heavy Rain به صحنه ای اشاره کرد که نورمن جیدن به همراه همکارش به خانه یکی دیگر از مضنونین می روند. وقتی وارد آنجا می شوند، می فهمند که او فردی بسیار مذهبی است. البته او در واقع خود را به نوعی فرستاده خدا می داند که وظیفه دارد دنیا از شر شیاطین پاک کند. در این قسمت کاملا مشخص است که کیج نیم نگاهی هم به فیلم Seven داشته است. در این فیلم هم فردی به نام خدا دست به یکسری قتل های زنجیره ای بر پایه و اعتقادات دینی می زند. روایت داستان به شکلی بسیار استادانه از دیدگاه کیج روایت می شود و بازیکن را در لابه لای بخش های مختلفی از بازی فرو می برد. این بخش ها عمدتا قسمت هایی هستند که بازیکن در آن ها حق انتخاب برای کارهای مختلف دارد. شاید این قسمت ها یک نوع تست روانشناسی هم باشد که بازی قصد دارد بازیکن را آزمایش کند. وجود چنین بخش هایی در بازی باعث شده تا بازیکن بیشتر با بازی ارتباط برقرار کند و برای فهمیدن بیشتر بازی، بارها و بارها آن را از ابتدا شروع کند. در بازی این امکان وجود دارد که زاویه دوربین را با زدن یک دکمه تغییر دهید. کاملا مشخص است که انتخاب زاویه دوربین هم در زمان بازی و هم در زمان پخش میان پرده های بازی بسیار استادانه انجام شده است. کیج نظم بسیار خوبی در روایت داستان بین شخصیت های مختلف ایجاد کرده است. به نوعی که تمام شخصیت های بازی می توانند همانند ایتن نقش برجسته ای را در بازی ایفا کنند. به عنوان مثال می توان به شخصیت مدیسون پیج (Madison paige) اشاره کرد. او یک خبرنگار است که به دلیل رنج بردن از بیماری بی خوابی (Insomnia) کاملا تصادفی به هتلی می رود که ایتن به آنجا رفته است. بازی تمرکز خوبی روی او دارد و مدیسون را به خوبی در جو بازی قرار می دهد. حتی داستان مدیسون را تا جایی می برد که رابطه احساسی میان او و ایتن ایجاد می شود. تمام شخصیت هایی که در بازی وجود دارند، کاملا باور پذیر هستند، طوری که با کمی جستجو می توان در واقعیت افرادی شبیه این اشخاص را پیدا کرد.

نتیجه گیری (پس از باران)

دیوید کیچ بازی ای را عرضه کرده است که ساختارهای کنونی بازی های کامپیوتری را درهم شکسته است. به گفته او این بازی یک ریسک بزرگ محسوب می شود که از مردم یک سوال می پرسد و آن هم این است که "آیا دوست دارید که این از این گونه بازی ها بیشتر ساخته شوند یا نه؟" شاید بازی کیج به دلیل پیچیدگی های داستانی و سبک بسیار تازه اش با یک بحران کاملا جدی روبرو باشد و آن هم عکس العمل مردم در قبال بازی Heavy Rain است. شاید فیلم های سینمایی زیادی با این مضمون ساخته شده باشند، اما این مسئله که آیا این سبک سینمایی در بازی ها هم مورد قبول واقع می شود یا خیر هنوز در هاله ای از ابهام قرار دارد. اما Heavy Rain بازی است که فقط با بازی کردن می توان درباره آن نظر داد. 
 


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در یکشنبه 1 فروردین 1389 و ساعت 08:21 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دسرها ... اشپزی ,



فصل پاییز با كدو حلوایی همراه است. این محصول كه ظاهر و رنگ و لعاب خوبی دارد، برای پخت بسیاری از دسرها و همچنین غذاها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
این دسر نیز از جمله اینهاست. آن را پخته و نوش جان كنید.

مواد لازم:

- كدو حلوایی متوسط، یك عدد
- كره، 100 گرم
- شكر، یك پیمانه
- خامه، 100 گرم
- گردوی آسیاب شده، 100 گرم

طرز تهیه:

ابتدا كدو حلوایی را بشویید و با چاقو نصف كنید. سپس تخم داخل هر نیمه را خالی كرده و فضای داخل آن را خوب تمیز كنید. حالا هر كدام از نیمه‌ها را با چاقو پوست كنده و به قطعات كوچك برش دهید.
پیش از انجام مرحله بعد، فر اجاق گاز را روشن و آن را روی 180 درجه سانتی‌گراد تنظیم كنید تا گرم شود.
سپس كره را به قطعات مساوی برش داده و دو قطعه از آنها را در یك ظرف پیركس – كه پیش از این آماده كرده بودید – قرار دهید. سپس سطح آنها را با قطعات كدو بپوشانید.
حالا روی كدوها مقداری شكر پاشیده و پس از آن، قطعه دیگری از كره را روی كدوهای شكری بگذارید و مجددا لایه دیگری از كدو را روی آن بچینید و سپس مقداری شكر بپاشید.
این مراحل را به همین صورت تا زمانی تكرار كنید كه مواد شامل كره، شكر و كدو تمام بشود، سپس پیركس را در طبقه وسط فر – كه از قبل گرم شده است – قرار دهید و بگذارید به مدت یك تا یك ساعت و نیم بپزد.
پس از پختن كدو، ظرف را از داخل فر خارج كنید و ابتدا خامه و سپس گردوی آسیاب شده را روی آن بریزد.
با توجه به اینكه این دسر را گرم میل می‌كنند، آن را در زمان لازم از فر بیرون آورده و از مهمانان‌تان پذیرایی كنید.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در یکشنبه 1 فروردین 1389 و ساعت 07:26 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 Panasonic DMC - FX150 ... معرفی دوربین های عکاسی ,

درسال 2008 دوربین جدید دیگری از پاناسونیک  معرفی و به بازار عرضه شده که مدل آن FX150 میباشد و دارای  رزلوشن 14.7 مگاپیکسل ، زوم اپتیکال 3.6 برابر با فاصله کانونی 100 – 28 میلی متر ، نمایشگر 2.7 اینچ با پیکسل 230000   است .  دیگر ویژگی های آن  پردازشگر تصویر Venus IV ، 2 حالت عکس برداری برای کودک ، نور سنجی دقیق  ،  تنظیم حساسیت ایزو از 100 تا 6400 ، 25 حالت عکس برداری ، 10 حالت تنظیم وایت بالانس ، ذخیره  عکس  به صورت JPEG  ، لرزشگیر تصویر Mega O.I.S  و اتو فوکوس میباشد . عملکرد لرزشگیر تصویر در  این دوربین به شیوه ای است که اگر دست  کاربر در هنگام عکس برداری  بلرزد از لرزش آن جلوگیری کرده و باعث کاهش نویز و  ایجاد عکسی با کیفیت می شود .کاربرد  ویژگی HD Slideshow  به گونه ای است که بعد از عکس برداری کاربر می تواند  عکس های گرفته شده را با آهنگ وبه صورت اتوماتیک ببیند . دوربین FX150 مموری کارت های SD/SDHC و MultiMedia را ساپورت میکند و دارای مموری داخلی 50  میباشد . باتری های لیتیومی قابل شارژ به آن قدرت می دهند و وزن آن را به 179 می رسانند .

ویژگی های دوربین دیجیتال Panasonic DMC – FX150 :

• 1.72 / 1 اندازه  CCD با رزلوشن 14.7 مگاپیکسل
• زوم اپتیکال 3.6 برابر با  فاصله کانونی 100 – 28 میلی متر
• نمایشگر 2.7 اینچ با  پیکسل  230000
•  پردازشگر تصویر ، لرزشگیر تصویر Mega O.I.S 
• نور سنجی دقیق ، تنظیم حساسیت ایزو از 100 تا 6400
• زمان سنج خودکار 2 یا 10 ثانیه
• حالت اتو فلاش ، سیستم کاهش قرمزی چشم
• 10 حالت تنظیم وایت بالانس ، 25 حالت عکس برداری
• سرعت شاتر از 60 تا 2000/1 ثانیه
•  دیافراگم از F2.8  تا F9
• ساپورت مموری کارتهای SD/SDHC و MultiMedia
• سازگار با باتری لیتیومی قابل شارژ
• وزن آن باباتری 179 گرم


مشخصات محصول
مشخصات : -
بررسی کلی
بررسی کلی :
مشخصات کلی
سال ساخت : 2008
نام دوربین : دوربین دیجیتال Panasonic DMC - FX150
نوع دوربین : آماتور
تاریخ معرفی : 2008 / 8 / 21
در حال تولید : بله
جنس بدنه :
وزن : با باتری 179 گرم
ابعاد : 25 *54 *97 میلی متر
ساخت :
حسگر
دقت حسگر : 14.7 مگاپیکسل
ابعاد حسگر : 1.72 / 1 اینچ
نوع حسگر : CCD
مشخصات تصویر
ابعاد تصویر : 4416 x 2944, 4416 x 2480, 3648 x 2736, 3648 x 2432, 3648 x 2056, 3072 x 2304, 3072 x 2048, 3072 x 1728, 2560 x 1920, 2560 x 1712, 2560 x 1440, 2048 x 1536, 2048 x 1360, 1920 x 1080, 1600 x 1200, 640 x 480
4416 x 3312
فیلمبرداری : فیلم برداری با فرمت های 240 *320 ، 480*640 ، 480 * 848 ، 720 * 1280 به صورت 30 فریم در ثانیه
فورمت فیلم و تصویر : عکس برداری با فرمت JPEG
تعداد عکس در ثانیه : 8 عدد عکس به صورت 2 فریم در ثانیه
نسبت ابعاد تصویر : 4:3, 3:2, 16:9
لنز
لنز : 100 - 28 میلی متر
زوم اپتیکال : 3.6 برابر
زوم دیجیتال : 4 برابر
فوکوس اتوماتیک : دارد
فوکوس دستی : ندارد
محدوده فوکوس نرمال : 50 سانتی متر
ماکرو : 5 سانتی متر
محدوده دیافراگم : تنظیم از F2.8 تا F5.6
لرزشگیر تصویر : دارد
نمایشگر
سایز نمایشگر : 2.7 اینچ
دقت صفحه نمایشگر : 230000 پیکسل
چشمی : ندارد
نورسنجی
حساسیت (ISO) : تنظیم از 100 تا 1600
تنظیمات نور دوربین : 10 حالت نظیم وایت بالانس
سرعت شاتر : از 60 تا 2000/1 ثانیه
تراز سفیدی : -2 to +2 EV in 0.3 EV steps
حالتهای نور سنجی : Intelligent multi-segment
تنظیم دستی دیاف : ندارد
تنظیم دستی شاتر : ندارد
زمان سنج خودکار : تنظیم به صورت 2 یا 10 ثانیه
فلاش
فلاش داخلی : دارد
حالت های فلاش : کاهش قزمزی چشم ، حالت خاموش ، حالت روشن ، حالت اتوماتیک
محدوده نور فلاش : 5.9 متر
کفشک اتصال فلاش : ندارد
حافظه جانبی
کارت حافظه : ساپورت مموری کارت های SD/MMC/SDHC
حافظه موجود : 50 مگابایت
فورمت فایل تصویری :
اتصالات
خروجی تلویزیون : دارد
اتصال به کامپیوتر : کابل اتصال با سرعت 2
اتصالات دیگر :
باتری
باتری : باتری لیتیومی قابل شارژ


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در یکشنبه 1 فروردین 1389 و ساعت 11:40 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 معرفی گوشی kc560 ال جی ... معرفی گوشی های موبایل(ال جی) ,

LG KC560

مشخصات عمومی
وضعیت : موجود در بازار دنیا
تاریخ ارائه : ماه مارچ سال 2009
باند : GSM 900 / 1800 / 1900
ابعاد : 14.9×51.4×106 میلیمتر
وزن : 100 گرم
رنگ بندی : مشکی
فرم : کشویی
مشخصات صفحه نمایش
نوع صفحه نمایش : TFT
تعداد رنگ قابل نمایش : 256000 رنگ
رزولوشن : 320×240 پیکسل
سایز : 2.4 اینچ
صفحه لمسی : ندارد
قابلیت autorotate : ندارد
مشخصات صدای گوشی
نوع زنگ : پلی فونیک
قابلیت پخش موزیک : دارد
قرار دادن mp3 بجای زنگ : دارد
فرمت های قابل پخش صوتی : MP3/WAV/AAC++/WMA/RA
فرمت های قابل پخش تصویری : MPEG4/H.263/H.264/WMV
مشخصات حافظه
دفتر تلفن : 1000 مخاطب
حافظه داخلی : 30 مگابایت
حافظه فلش :
درگاه کارت حافظه : MicroSD (TransFlash)
قابلیت ارتقاء : 8 گیگابایت
حافظه RAM :
حافظه ROM :
دیتا و اینترنت
پورت : USB
اینفرارد : ندارد
بلوتوث : A2DPنسخه 2.1 با
GPRS : Class 10 (4+1/3+2 slots), 32 - 48 kbps
EDGE : Class 10, 236.8 kbps
HSCD : دارد
3G :
شبکه بی سیم :
WAP : دارد
xHTML : دارد
HTML : ندارد
ارسال پیام : SMS, EMS, MMS, Email
مشخصات دوربین
دوربین : 3 مگاپیکسل
رزولشن عکس : 1536×2048 پیکسل
نوع لنز :
فوکوس اتوماتیک : دارد
بزرگنمایی اپتیکال : ندارد
بزرگنمایی دیجیتال : 4 برابر
حالت ماکرو : ندارد
تشخیص چهره : ندارد
تشخیص لبخند : ندارد
فلاش : LED
فیلم برداری : دارد
کیفیت فیلم برداری :
دوربین دوم :
کاهش قرمزی چشم : ندارد
Geo-Tagging : ندارد
پانوراما : ندارد
لرزشگیر دست : ندارد
موارد دیگر :
امکانات
سیستم عامل :
GPS :
رادیو : FM
ضبط صدا : دارد
شماره گیر صوتی : ندارد
فرمان صوتی : ندارد
منشی تلفن : ندارد
خروجی هدفون :
آی فون : دارد
DVB-H : ندارد
push to talk : ندارد
ویرایشگر آفیس : ندارد
نمایش فایلهای آفیس : دارد
نمایش پی دی اف : دارد
Turn to mute : ندارد
Java : دارد
Motion Sensor : ندارد
خروجی TV : ندارد
موارد دیگر :
مشخصات باتری
باتری : Standard battery, Li-Ion 900 mAh
زمان مکالمه : 4 ساعت
زمان جانشین : 350 ساعت


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در یکشنبه 1 فروردین 1389 و ساعت 10:00 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشیدنی ها ... اشپزی ,



در روزهای گرم، هیچ چیز به اندازه یک نوشیدنی خنک، کم کالری و خوش ظاهر دلچسب نیست. میتوانید در مهمانیهای عصر، مهمانان خود را با سرو این نوشیدنی زیبا و ساده غافلگیر کنید.
مواد لازم برای 8 تا 10 لیوان:
  آب پرتقال خنک=2 لیوان
  آب انگور سفید بدون شکر و خنک=1 لیوان
آب آلبالو یا آب انار=1 لیوان
 سودای لیمویی یا شربت لیمویی که با سودا تهیه شده باشد=1 لیتر
 یخ
میوه تازه فصل مانند پرتقال، لیمو ترش، توت فرنگی، دانه انگور، آناناس، هلو خرد شده=2 پیمانه
 برگ تازه نعنا
روش تهیه:
1. در یک کاسه یا پارچ بزرگ آب پرتقال، انگور و آلبالو را مخلوط کنید.
2. سودای لیمویی را اضافه کرده و به آرامی مخلوط کنید تا گاز سودا از بین نرود. دو سوم هر یک از لیوانها را از یخ و میوه های تازه پر کرده، مخلوط آب میوه را روی آن بریزید و با برگ نعنای تازه تزئیین کنید.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در شنبه 29 اسفند 1388 و ساعت 07:47 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دسرها ... اشپزی ,



كنگر ماست اگرچه در یك تقسیم‌بندی كلی (مانند برانی اسفناج) جزء اردورها و كنار غذاها مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی این تركیب غذایی مقوی در مقام مقایسه از برانی اسفناج غلیظ‌تر و سنگین‌تر بوده و می‌توان آن را با نان – به‌خصوص نان سنگك– به‌عنوان شامی سبك در شب‌های بهاری و تابستانی نیز به حساب آورد.

 مواد لازم:

- كنگر پاك‌شده، نیم كیلوگرم
- ماست، 5/2 پیمانه
- سیر، یك بوته
- نمك و فلفل به میزان لازم
- آب، نصف پیمانه

 طرز تهیه:

1 – ابتدا كنگرها را شسته و به‌صورت نوارهای درشت به طول 5 سانتی‌متر یا 2 بند انگشت خرد كنید.
2 – حبه‌های سیر را با پوست از هم جدا كرده و در ظرفی حاوی آب سرد بریزید و بگذارید چند ساعتی خیس بخورد؛ به این ترتیب، پوست آنها به راحتی جدا می‌شود. پس از  این مدت، پوست آنها را كنده و به‌صورت ریز رنده كنید.
3 – در یك تابه گود مقداری روغن بریزید و روی شعله اجاق‌گاز قرار دهید تا داغ شود؛ سپس كنگرهای خردشده را به آن اضافه كنید و داخل روغن تفت دهید. پس از اینكه كنگرها سرخ شد، سیرهای رنده‌شده را همراه نمك و فلفل به آن اضافه كنید و به تفت‌دادن ادامه دهید. برای سرخ‌شدن سیر حدود 3 تا 5 دقیقه زمان كافی است.
4 – در مرحله بعد، آب را در تابه بریزید و در آن را بگذارید و اجازه بدهید تا كنگرها روی حرارت كم بپزند. سپس در تابه را بردارید تا آب اضافی باقیمانده بخار شود. حالا ماست را اضافه كرده و بگذارید بر اثر حرارت به‌اصطلاح یك قل بزند. پس از آن، بلافاصله اجاق را خاموش كنید و وقتی كه برانی كمی سرد شد، آن را سرو كنید.



نوشته شده توسط سید محمد حسینی در شنبه 29 اسفند 1388 و ساعت 07:33 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 پیش نمایش r.u.s.e ... بازیهای کامپیوتری ,

Ruse - Logo

شركت Ubisoft پس از عرضه عنوان استراتژی EndWar روی كنسول ها و فروش خوب آن (1270000 نسخه در کنسول ها) تصمیم گرفت عنوانی دیگر در زمینه استراتژی عرضه كند كه همانند آن بازی نو آوری های زیادی به این سبك منتقل كند. بازی R.U.S.E توسط كمپانی Eugen Systems در دست ساخت است كه برای اولین بار در E3 2009 به نمایش در آمد. این بازی همانند نام خود بر مبنای سیاست های شما در زمینه حیله و حقه در جنگ است كه برای اولین بار در سبك استراتژی معرفی شده است. داستان R.U.S.E در زمان جنگ جهانی دوم اتفاق می افتد و همانند بازیCompany of Heroes شما هدایت یك جوخه آمریكایی را در مناطقی مانند ایتالیا، فرانسه و آفریقا دنبال می كنید. Eugen Systems سعی كرده در كنار یك گیم پلی قوی، داستانی زیبا هم در بازی بگنجاند كه مخاطب را ترغیب به ادامه بازی كند. داستان مربوط به سرگرد جو شرایدن است.
 
شما در این بازی نقش او را بر عهده می گیرید و همراه با جوخه خود با نازی ها مبارزه می كنید. سرگرد جو شرایدن كه خود فرمانده جوخه است، برای سیاست های جنگی خود از ژنرالی با تجربه به نام اریك فن ریشتر كمك می گیرد. یكی از نكاتی كه باعث شده جو شرایدن در طول جنگ معروف شود و به قولی شكست ناپذیر باشد، استفاده زیاد از هوش خود است. او همانند یك سیاستمدار خبره، انواع و اقسام بلوف ها و حیله های جنگی را می داند و با كمك مشاور خود یعنی ژنرال فن ریشتر توانسته به خوبی در مقابل دشمن بایستد. با ورود به نسل جدید بازی های استراتژی تغییرات شگرفی در زمینه گرافیك داشتند. بازی R.U.S.E هم از این قاعده مستثنی نیست و گرافیك خیره كننده ای دارد. با توجه به این كه بازی در لوكیشن های متفاوتی اتفاق می افتد، ما با تنوع محیط مواجه هستیم كه به خوبی به تصویر كشیده شده است. محیط های كویری آفریقا با آن آفتاب سوزان، گرمی جنگ را به خوبی منتقل می كنند.
 
مناطق سبز همانند لهستان و فرانسه به زیبایی اروپای بحران زده جنگ جهانی دوم را به تصویر كشیده اند. رنگ بندی بازی در تمام محیط ها مخصوصا محیط های سبك و جنگلی خوب كار شده اند. جزئیات محیط و سربازها خوب و در كنار فریم عالی بازی بسیار پویا هستند. انفجارها در R.U.S.E یكی از بهترین ها در سبك استراتژی است و دود حاصل از آن ها واقعا دیدنی است. در كل R.U.S.E توانسته همانند عنوان هم سبك خود یعنی COH یك بازی خوب در زمینه گرافیك باشد كه با توجه به زمان باقی مانده برای سازندگان، پیش بینی می شود از این هم بهتر شود. قطعا جو سازی و حس حقیقی جنگ جهانی مستلزم یك صداگذاری خوب برای درك بهتر محیط است. بازی R.U.S.E در زمینه صداگذاری با توجه به تریلرهای نمایش داده شده یكی از بهترین هاست. صدای انفجار و تیراندازی بسیار طبیعی شده و ES سعی كرده بیشتر از مدل واقعی اسلحه ها برای صداگذاری استفاده كند.
 
موسیقی بازی هم حماسی و مناسب با زمان قدیم طراحی شده و بیشتر در صحنه های نبرد، صدای آن به گوش می رسد. اگر انسانی با سیاست باشید و به خوبی از بلوف ها و حقه های جنگی استفاده كنید، بدون شك R.U.S.E عنوانی برای تاخت و تاز شما خواهد بود. بازی همانند تمام استراتژی های دیگر محدود به ساخت پایگاه و تولید Unit است كه هر كدام كلاس مختلفی دارند. شما می توانید پزشك، بمب گذار و یا مهندس تولید كنید و جوخه خود را با این افراد پیش ببرید. شما باید تا می توانید مناطق بی طرف را به دست آورید و با ایجاد پایگاه، خود را نیرومند كنید. پس از آن می توانید به پایگاه های دشمن حمله كنید و علاوه بر شكست آن ها، از منطقه و زمین آن ها برای گسترش میدان نبرد خود استفاده كنید. دوربین بازی همانند عنوان های دیگر است، با این تفاوت كه وقتی بازی را Zoom Out می كنید، نما به شكل یك میز در می آید كه شما به عنوان یك سیاست مدار پشت آن نشسته اید و كل نقشه رو به روی شما است.
 
حال باید تصمیمات خود را اتخاذ کنید و با توجه به دید وسیع شما نسبت به محیط، حیله خود را سوار كنید. ممكن است شما نیروی كافی برای مقابله یا حمله به دشمن را نداشته باشید، ولی همیشه سیاست درست بالاتر از زور بوده است. اگر احساس ضعف در قلمرو خود می كنید باید به فكر حیله باشید تا دشمن نتواند شما را شكست دهد. مثلا شما در یك منطقه دو ساختمان دارید كه همین دو ساختمان تنها توسط یك تانك و تعدادی كمی سرباز محافظت می شوند. حال اگر دشمن با همین دید به شما حمله كند، مسلما شما بازنده میدان خواهید بود. ولی اگر قبل از این كار مسیر حمله دشمن را به دست بیاورید و با تانك های مصنوعی كه با چوب درست می شوند آنجا را بپوشانید، نیروهای دشمن پس از مشاهده تانك های زیاد شما (تقلبی ها) پا به فرار می گذارند. یا مثلا اگر ساختمان و پایگاه های الكی و مصنوعی در مقر خود بسازید، دشمن با نگاهی به این پایگاه عظیم حمله خود را كنسل می كند. از آنجایی كه باید همیشه بر حمله های دشمن آگاهی داشته باشید، می توانید جاسوس های مخفی به مقرهای دشمن بفرستید.
 
آن ها ممكن است لو بروند و كشته شوند، ولی اگر بتوانند به خوبی ماموریت خود را انجام دهند، می توانند اطلاعات خوبی از پایگاه ها و یا برنامه حملات دشمن به شما بدهند. اگر قصد حمله به مقر دشمن را دارید بهتر است به طور مخفی این كار را انجام دهید. ارتباط های رادیویی و بی سیم می تواند جای شما را لو دهند،  ولی اگر تمام رادیوها را خاموش كنید، مانند یك سایه وارد مقر دشمن می شوید و با یك حمله غافل گیر كننده همه را از پای در می آورید. در كل گیم پلی بازی بسیار لذت بخش است و اگر سیاست قوی داشته باشید به راحتی می توانید سلطان جنگ شوید. بازی R.U.S.E عنوانی بلند پروازانه از ES و Ubisoft است كه با توجه به كارنامه موفق Ubisoft در زمینه استراتژی (EndWar) می توان بازی خوبی را چه برای PC و چه كنسول ها انتظار داشت.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در جمعه 28 اسفند 1388 و ساعت 08:45 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشیدنی ها ... اشپزی ,



مواد لازم:
کمپوت 220 گرمی (8 اونسی) آناناس خرد شده=1 قوطی
انبه بزرگ رسیده=1 عدد
موز بزرگ رسیده=1 عدد
ماست=220 گرم
طرز تهیه:
شربت آناناس را جدا کرده و در ظرفی در بسته داخل یخچال قرار دهید.
انبه را پوست کنده، از هسته جدا کرده و خرد کنید، موز را پوست کنده و حلقه حلقه کنید.
میوه ها را در یک ظرف متوسط قرار داده، درب آنرا بسته و به مدت 2 ساعت در فریزر قرار دهید. هنگامی که قصد دارید نوشیدنی را سرو کنید، میوه های یخ زده، شربت آناناس و ماست را داخل مخلوط کن بریزید.
در حالی که مخلوط کن روشن است، قطعات یخ را یکی یکی به آن اضافه کنید تا مقدار مخلوط شما در حد 4 لیوان شود. مخلوط کردن را تا زمانی که مواد یک دست شود ادامه دهید، داخل لیوان ریخته و بلافاصله سرو کنید.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در جمعه 28 اسفند 1388 و ساعت 07:48 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشیدنی ها ... اشپزی ,



مواد لازم :   
قهوه  1 قاشق مرباخوری
شكر  1.5 قاشق مرباخوری
آب  1 فنجان

طرز تهیه :

تهیه قهوه ترک شاید کار ساده یی باشد ولی برای بهتر شدن آن باید دقت بیشتری بکار برد .
برای هر نفر یک قاشق مربا خوری قهوهو 1.5 قاشق مربا خوری شکر و یک فنجان سر خالی قهوهخوری آب سرد در نظر میگیریم .
ممکن است بجای آب شیر مصرف کنیم بدیهی است که قهوه یا شیر خوشمزه تر میشود .

طرز تهیه :
قهوه و شکر و آبرا در ظرف قهوه جوش میریزیم و خوب مخلوط می کنیم قهوه جوش را روی حرارت ملایم میگذاریم تا جوش آمده و کف آن بالا بیاید .
نکته حساس بموقع برداشتن قهوه از روی آتش است یعنی باید بمحض اینکه کف قهوه بالا آمد قبل از اینکه چند جوش بزند قهوه را از روی آتش برداشت و اول کف قهوه را که به خامه قهوه معروف است بتساوی در فنجانها ریخت و بعد فنجانها را با قهوه پر نمود.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در جمعه 28 اسفند 1388 و ساعت 07:41 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 دسرها ... اشپزی ,



كاچی ازجمله دسرهای سنتی ایرانی است كه در بعضی از مناطق جنوبی كشور و همچنین آ‌ذربایجان، آن را در روزهای عاشورا و تاسوعا به عنوان نذری می‌پزند.
این دسر گرم و پرانرژی در روزهای سرد زمستانی كه عزیزانتان به خوردن مواد مقوی و شیرین نیاز بیشتری دارند، بسیار مناسب است.

مواد لازم:

- آرد برنج، یك قاشق سوپ‌خوری
- آرد گندم، یك پیمانه
- كره، 100 گرم
- شكر، 2 پیمانه
- گلاب، یك استكان چای‌خوری كوچك
- زعفران ساییده‌شده، یك قاشق مرباخوری
- آب، 3 پیمانه

طرز تهیه:

1 - ابتدا در یك قابلمه استیل آب و شكر ریخته و روی حرارت ملایم اجاق‌گاز قرار دهید و مرتب هم بزنید تا شكر در آب حل شود، سپس زعفران را اضافه كنید و بعد از گذشت چند دقیقه، گلاب را بیفزایید. بعد از اینكه شیره حالت قوام یافته پیدا كرد، شعله اجاق‌گاز را خاموش كنید.
نكته1: شیره قوام یافته باید مانند شیره مربا غلیظ و كشدار شود.
نكته2: گلاب را در مرحله پایانی قوام‌آمدن شیره اضافه كنید تا عطر آن از بین نرود.
2 - كره را در یك قابلمه متوسط ریخته و روی حرارت ملایم اجاق‌گاز قرار دهید. پس از اینكه كره آب شد، آرد گندم را بیفزایید و مرتب هم بزنید تا آرد تغییررنگ پیدا كرده و طلایی متمایل به قهوه‌ای شود.
حالا نوبت به اضافه‌كردن آرد برنج است. پس از اینكه آرد برنج را نیز افزودید، مخلوط آردی را روی حرارت ملایم اجاق‌گاز آن‌قدر هم بزنید تا مخلوط سرخ شود.
نكته: برای اینكه از كافی‌بودن میزان سرخ‌شدن این مخلوط آردی مطمئن شوید، با یك قاشق چای‌خوری كمی از آرد سرخ‌شده را داخل آب بریزید؛ اگر حباب از آن خارج شد، به معنای سرخ‌شدن آرد است.
3 - پس از آماده‌شدن آرد، شیره را به آن اضافه كنید و مرتب آن را روی شعله ملایم اجاق‌گاز هم بزنید. این مدت زمان حداقل یك‌ربع به طول می‌انجامد.
4 - در این مرحله باید كاچی را دم كنید. بنابراین قابلمه را روی شعله‌پخش‌كن قرار داده و روی در آن دم‌كنی بگذارید. حالا اجازه بدهید تا حدود نیم ساعت الی 45دقیقه كاچی دم بكشد. بعد از این مدت آن را در ظرف موردنظر بریزید و سرو كنید.
نكته: غلظت كاچی باید مانند فرنی نه خیلی سفت و نه خیلی شل باشد.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در جمعه 28 اسفند 1388 و ساعت 07:31 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 SONY XR100 ... معرفی دوربین های فیلمبرداری ,

هندیکم سونی XR100:
• دارای رزولوشن 4 مگاپیکسل
• دارای زوم اپتیک 10X
• دارای زوم دیحیتال 120X
• دارای قابلیت HD (1920*1080
• دارای نرم افزار جستجوگر فیلم
•  دارای تکنولوژی تشخیص چهره و لبخند
• دارای پردازشگر CMOS که بر شفافیت عکس تاثیر می گذارد
• دارای هارد 80GB و یا کارت حافظهPRO DUE MEDIA( جداگانه بفروش می رسد) با باز کردن درب،دوربین روشن می شود


صدای دالبی 5-1 با زوم میکروفون:
ضبط صدا بصورت دالبی باعث می شود که دوربین صدا را ازپنج طرف محیط ضبط کند تا هنگام نمایش فیلم صداها همانطور که در طبیعت هستند شنیده شوند. بعلاوه با زوم میکروفون این امکان وجود دارد که صداهایی که از دور شنیده می شود را بهتر ضبط کنید.


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در جمعه 28 اسفند 1388 و ساعت 11:58 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 معرفی گوشی gd900 ال جی ... معرفی گوشی های موبایل(ال جی) ,

LG GD900 Crystal

حدود قیمت (تومان)
گارانتی اصلی 495000
گارانتی متفرقه
مشخصات عمومی
وضعیت : موجود در بازار ایران
تاریخ ارائه : ماه آپریل سال 2009
باند : GSM 850 / 900 / 1800 / 1900 /HSDPA 2100
ابعاد : 13.5×52.5×105 میلیمتر
وزن : 127 گرم
رنگ بندی : مشکی
فرم : کشویی
مشخصات صفحه نمایش
نوع صفحه نمایش : TFT
تعداد رنگ قابل نمایش : 16 میلیون رنگ
رزولوشن : 800×480 پیکسل
سایز : 3 اینچ
صفحه لمسی : دارد
قابلیت autorotate : دارد
مشخصات صدای گوشی
نوع زنگ : پلی فونیک
قابلیت پخش موزیک : دارد
قرار دادن mp3 بجای زنگ : دارد
فرمت های قابل پخش صوتی : MP3/AAC/AAC+/WMA
فرمت های قابل پخش تصویری : DivX/XviD/MPEG4
مشخصات حافظه
دفتر تلفن : 1000 مخاطب
حافظه داخلی : 1.5 گیگابایت
حافظه فلش :
درگاه کارت حافظه : MicroSD (TransFlash)
قابلیت ارتقاء : 32 گیگابایت
حافظه RAM :
حافظه ROM :
دیتا و اینترنت
پورت : USB
اینفرارد : ندارد
بلوتوث : A2DP نسخه 2 با
GPRS : Class 12 (4+1/3+2/2+3/1+4 slots), 32 - 48 kbps
EDGE : Class 10, 236.8 kbps
HSCD : دارد
3G : HSDPA, 7.2 Mbps
شبکه بی سیم : Wi-Fi 802.11 b/g
WAP : دارد
xHTML : دارد
HTML : دارد
ارسال پیام : SMS, EMS, MMS, EMail, Instant Messaging
مشخصات دوربین
دوربین : 8 مگاپیکسل
رزولشن عکس : 2448×3264 پیکسل
نوع لنز :
فوکوس اتوماتیک : دارد
بزرگنمایی اپتیکال : ندارد
بزرگنمایی دیجیتال : 16 برابر
حالت ماکرو : دارد
تشخیص چهره : دارد
تشخیص لبخند : دارد
فلاش : LED
فیلم برداری : دارد
کیفیت فیلم برداری : D1(720x480)@30fps
دوربین دوم : دارد
کاهش قرمزی چشم : ندارد
Geo-Tagging :
پانوراما : دارد
لرزشگیر دست : دارد
موارد دیگر :
امکانات
سیستم عامل :
GPS :
رادیو : FM
ضبط صدا : دارد
شماره گیر صوتی : ندارد
فرمان صوتی : ندارد
منشی تلفن : ندارد
خروجی هدفون :
آی فون : دارد
DVB-H : ندارد
push to talk : ندارد
ویرایشگر آفیس : ندارد
نمایش فایلهای آفیس : دارد
نمایش پی دی اف : دارد
Turn to mute : ندارد
Java : دارد
Motion Sensor :
خروجی TV : دارد
موارد دیگر :
مشخصات باتری
باتری : Standard battery, Li-Ion 1000 mAh
زمان مکالمه : 6 ساعت
زمان جانشین : 300 ساعت


نوشته شده توسط سید محمد حسینی در جمعه 28 اسفند 1388 و ساعت 10:02 ق.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ کباب ها
+ دسرها
+ پیش نمایش بازی bioshock2
+ معرفی بازی Heavy rain
+ دسرها
+ Panasonic DMC - FX150
+ معرفی گوشی kc560 ال جی
+ نوشیدنی ها
+ دسرها
+ پیش نمایش r.u.s.e
+ نوشیدنی ها
+ نوشیدنی ها
+ دسرها
+ SONY XR100
+ معرفی گوشی gd900 ال جی

صفحات :
1 2 3 4 5 6 7 ...
پشتیبانی و قالب ساز

كد ماوس